تبليغاتX
علوم غریبه و عرفان
 

به نام خداوند

 

چه غم انگیزست . شاعری را فیلتر می کنند . از این پس در اینجا با هم ترانه بازی می کنیم .

 

کرم انگیزه ی درخت شدن نداشت

دختری با دامن آبی

با پیرهنی از انگور در تن بالشت مغرور و غرق

دوست داشتن پیرهنی ست برای عوض شدن

من از دوست داشتن به تنهایی

و تو از تنهایی به دوست داشتن

چه تنهایی دوست داشتنی ساختیم

دیده ام گیلاس ها رنگ لبت را دارند

اما طعم لبت را نمی دهند

دوست دارم باری دیگر

در باغی از آبی درخت شوم

لباس هایت را روی شاخه هایم بیا فکنی

و من تماشایت کنم

دوشک هزار بیشه ی آبی م را دوست داشتی ؟

حالا برام یک قصه ی دیگه بگو عشق من .

 

                                               تیرداد راد - ۱۹ /۴ / ۸۷

نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 12:28 توسط سید رضا| |