سرمه پشه و مگس از اسرار مهم برای دیدن اجنه
این نوشته جزو ، اسرار مهمی است که اغلب پنهانش کرده اند . ، نوشته اند ، چشم خر مگس و پشه را
گرفته ، با هم بکوبند ، سپس با چوب ِ زیتون به چشم کحل ( همان سرمه ) بکشند ، اجنه رویت می
شوند .
این نسخه رمز آمیز رو براتون به بهترین وجهی باز نویسی میکنم ، که جزو کشف های خودمه :
مرحله اول :
منظور از چشم خرمگس : تعدادی خرمگس گرفته ، با دست و پا و ... همه را در یک ظرف می ریزیم
( مثلا ظرف خالی سس ماینز ) و با هم می کوبیم ، تا خوب له بشن ،
منظور از پشه : تعدادی مورچه بالدار ، ( شاید مورچه هم جواب بدهد ) را گرفته ، با دست و پا و ... همه
را در همان ظرف می ریزیم و با آنها می کوبیم ، تا خوب له بشن ،
مرحله دوم :
اندازه 3/1 بند انگشت ( یک سوم ِ بند انگشت ) سرمه به ظرفی که پشه و مگس رو در آن کوبیدیم ،
اضافه می کنیم و می کوبیم .
اندازه یک قاشق ِ چای خوری روغن زیتون به این رماد ( معجون ِ حاصل شده ) اضافه می کنیم و هم می
زنیم .
حالا شما یک سرمه ، سیاه ، و غلیظ بدست آورده اید ، می توانید با پشت ِ یک مداد به زیر چشمان خود
بکشید .
تمام شد
نکته مهم :
بعد از زدن ِ این کحل ( سرمه ! ) به زیر چشم ، حتمن بعد از یک ربع ، نیم ساعت چشمان خود را در آب
بشویید ، زیرا :
1 – در بعضی نسخه ها ، برای کحل مربوط به گوسفند و ... نوشته با پارچه سفید ،چشم ها را به اندازه
نصف روز ببندند .
2- آنطور که من فکر میکنم ، چشم انسان به چشم مگس پیوند پیدا می کند ، چون دقیقا بعد از این عمل
محیط اطراف را بسیار پر نور تر از قبل می بینید ، و میزان وضوح محیط اطراف ، خیلی
بالا تر می رود ، بعد از 12 ساعت ، احتمالا در چشم دانه های سیاهی دیده خواهد شد که حاصل این پیوند
است که به نظر من ارزش ندارد ، انسان چشم به این زیبایی که خداوند داده است را آلوده کند .
3- ممکن است برای چشم ماندن این سرمه در چشم زیان داشته باشد .
4- این مطالب برای سر گرمی شماست ! ، من هیچ مسولیتی برای انجام این عمل که فقط برای سرگرمی
شما نوشته شد ندارم !
من چطوری اینطوری شدم
روش چیز خور کردن
من جن زده بودم ، نزدیک های سال 83 بود ، دانشجوی گرگان بودم ، کلاس هام طوری شده بود که از
شنبه تا سه شنبه خونه تنها بودم ، و دوستام توی روز هایی کلاس داشتن ، که من بر می گشتم به شهر
خودم ، وقتی می خوابیدم ، از ترس چراغ رو روشن میگذاشتم ، چند ساعت بعد بیدار میشدم و چراغ ها
خاموش بودن ، خونه ظلمت و تاریکی میشد . تلویزیون رو روشن میگذاشتم ، تا بتونم بخوابم ، بعد از چند
ساعت بیدار میشدم و تلویزیون خاموش بود ، توی ظرف شویی خونه می شاشیدم ، فکر میکنم همه چیز
خیلی سخت بود ، اینطوری آدم دیوانه میشه و کار های احمقانه میکنه ، مثل همون ظرف شویی ، وقتی با
چراغ روشن می خوابیدم و یک کسانی می اومدن توی گوشم به طور واضح با من صحبت میکردن ، و من
از ترس از حالت خواب یا نیمه خوابم می پریدم . به یکی که توی این کار ها بود چسبیدم که کمکم کنه .
منو برد پیش استادش ، استادش نتوانست منو قانع کنه ، گفت بهت چند تا نماز میدم ، اینا رو می خونی ،
چیز هایی به من گفت که درباره گذشته من بود ، اما توانایی گفتن از آینده من رو نداشت . می گفتن هر کسی
بره پیشش لوچ میشه . ولی نیروی من به اون غلبه بیشتری داشت . میگفت اگر اومدی توی این راه باید تا
ابد بمونی . کار های خوبی انجام نمیداند . گاهی ذکر میگفتند و با ذکر با جن ها دعوا میکردن . روح خوبی
در اون نبود . اون میتونست به عنوان یک انسان به من کمک کنه . ولی فکر میکنم تمام تلاشش رو
نکرد . اون موقع بود که دوستم بهم کمک کرد با این قضیه چطور کنار بیام . قل اعوذ برب الناس رو همون
موقع حفظ کردم . و به اتفاقات به چشم موارد عادی زندگیم نگاه کردم . ترسم رو به بی خیالی تبدیل کردم .
و بعد همه چیز خوب شد . اما این جهتی به زندگیم نداد . تنها صورت عادی زندگیم رو سر گرفتم .
همینا کافیه ، شاید بقیه اش رو شاید بعدا بگم ، اگر با هوش باشی ، ارزش آیه های قرآن رو می فهمی ،
ارزش 4 قل رو هم می فهمی . من اینجا نمی نویسم . جز برای این که حالیت کنم ، . من هر گز جن تسخیر
نکردم ، من به این چیز ها اعتقاد ندارم ، به رذالت تن نمی دم . و سو استفاده از هیچ کس نمیکنم . یعنی
تلاش میکنم آدم باشم . انتقام نمی گیرم و این مطالب رو برای هیجان تو نمی نویسم . عمق مطلب من رو
درک کن . دیوانه هم نیستم .
پایان بخش اول
اما از من دعای محبت خواسته بودین ، خیلی با خودم کلنجار رفتم ، ولی خب عیبی نداره ، خدا لعنتت کنه اگر
برای سو استفاده ، ازش استفاده کنی ، من خودم از اینا استفاده نمی کنم . اما این یکی فرق داره . گفته
بودید که دو نفر هستن با هم نمی سازن ، رابطه خونیشون هم طوریه که باید رفع بشه . از این استفاده کن
حتمن جواب می گیری .
روی یک شیرینی یا هر چیزی که شیرین باشه ، مثلا نبات ، به نیت هر دو تا شون سه بار بخون ، و بعد
بهش فوت کن ، بده نبات رو بخورن ، یا بده شیرینی خامه ای رو بخورن ، امیدوارم کارت حل بشه . منم دعا
کن ، باور کن به زندگی چنگ نزدم ، اینست دعا : اتفاقا توی هیچ کتابی هم نیست . از یک کتاب که چاپ
همین سرزمینه گرفتم :
بسم الله الرحمان الرحیم اَن لا تَعلوا علی اتونی مسلمین َ لو لا اَن رَبطنا علی قَلبِـِها لـِتکون َ مـِن المومنین َ
من خودم ، یکبار استفاده کردم ، کسی رو بی نهایت دوست داشتم ، حالا که به این علم آشنام ، می دونم که
ستاره هامون بهم نمی خورد ، و امکان نداشت بهم برسیم ، به هر حال به سفارش گیر کافی شاپ گفتم ،
سفارش رو خودم میام می گیرم . با فامیلش اومده بود ، فامیلش خیلی لات بود ، من رفتم گرفتم ، پایین دعا
رو خوندم ، اولین ظرف و فوت زدم ( 3 تا ظرف بود ) ، کافی شاپیه دید ، هول شدم ! ظرف و بردم بالا ،
فامیلش اون ظرف و برداشت ! وقتی داشتیم جدا میشدیم ، فامیلش داشت دست و پای منو می بوسید ، بهش
می گفت حیف این پسر به این با حالی ، نیست که میخوای ازش جدا شی ؟ حقیقتش واقعا میخواستم بگیرمش
، ولی یادتون باشه ، من هم در اون لحظه اشتباه کردم ، نباید از دعا استفاده میکردم ، فکر میکنم همینقدر
کافیه ، تویی که این دعا رو از من میخواستی ، کارت راه می افته ، دلیلت موجه بود ، خدا لعنت کنه هر
کی سو استفاده کنه .
